امروز صبح نرده هاي چوبي خاردار را رنگي دوباره كشيدم ... بالاي ايوانش ايستاده ايم چون باد ... زير پايمان خالي ... روبرو ... هيچ ... سفر خيال ما طولاني تر از اصل سفر بود ...

  قلبم هي سوزش بيشتر مي شود ... هي سرك مي كشد به شعر هواپيما و بوسه هايي كه از دستهايم مي سوخت ... لباسهاي زمستانيم  را جمع مي كنم  ... صندوقي تنها منتظر است ... بوي كافور و بادها و بيدهاي لرزان ... بيد نمي زند  ...

برف يك ريز دي ماه ...تو بودي و سرما ...من بودم و  درشكه اي تنها ...  صداي بال بال تو ...صداي پرپرمن...

دست برايت تكان مي دهم ...

ببين...!

 دستم هنوز غيرت بار كشيدن دارد...چه برسد به تكان خوردن ... تكان دادن ...  ديگر چه كار با درخت سوخته...؟!! كار زمين  و خاك ، خواب كردن خاكستر و خاطره هاست ...

" بيداري"

اما

 روياست ...

لاي به لاي آن ورقهاي جوهري تلخ : " اسكناسهاي كهنه را چسبها حمايت مي كنند و پيچكها را ديوار ها ...  ذلت ، رايگانترين هديه ي هر پناهي ست كه مي توان جست ..."

ما را هيچ كس نخواهد پاييد ... مددي در كار نيست ... توي دستمالت برگ توت بريز و گرما ... كرمهاي ابريشم سخت گرسنه اند ... و من ... سخت تنها ...

زمان محدود است ... مي بيني ...؟ فرصتي براي بخشيدن ... فرصتي براي خنديدن ... آخ اين خنده ... آخ...

باد ها همه پر شور ... بادبادكها بي قرقره ... تا اوج ... بالا ... و خورشيدي كه ديگر درد نمي كشد ...

تو ورنگ آبي آبها ...

من و جعبه اي مقوايي  ...

قل قل خوردن تا نا كجاها ...

/ 50 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اهویی

نون و پنير و سبزي ميبوسمت بلرزي نون و پنير و گندم يادت تو قلبه مردم نون و پنير و فندق لبت هميشه خندون نون و پنير و پيامک !جيگر عيدت مبارک منتظر حضور سبز شما هستم.

سطرگریه

شکوه آمدنش را به تماشا قیام می کنیم و "حول حالنا "گویان به مبارک قدمش می شتابیم عیدتان پراز نقل وپولک و ماهی. سطرگریه بهاری شد [گل][گل][گل]

مهدی

گاهی دور گاهی نزدیک دست خودم نیست اگر گاهی برفی می شوم بگو باران نبارد که هوای آبی شدن ندارم عیدت مبارک به من هم سر بزنید تا بودنم را باور کنم [لبخند]

مهیار

سلام سلام به توئی که نفس هات روز نو رو آفریده به تو که شادی رو حفظی پر بوسه های عشقی!! فی البداهه بودا! منتظر قدمهای آفتابیت رو وجود ذره ایم! هستم...[گل]

شیما

سلام آزاده جان ... یک بار دیگه می خوام این جا هم سال نو رو بهت تبریک بگم :)

آتوسا

باران بهار ؛ برگ پیغام تو بود یا نامه ای از کبوتر بام تو بود هر قطره حکایتی شگرف از لب تو هر دانه ی برف حرفی از نام تو بود قیصر امین پور [گل] سلام ازاده عزیز گس بنویس دختر ... سالی سرشار از عطر بابونه برایت آرزومندم

فریبا

موفق باشی

فریبا